پاتوق مکانیک های 88 خواجه نصیر
...به نام دوستی
بهترین لحظات زندگی از نگاه چارلی چاپلین: To fall in love عاشق شدن
آنقدر بخندی که دلت درد بگیره To find mails by the
thousands when you return from a vacation.. بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری To go for a vacation
to some pretty place. برای مسافرت به یک جای خوشگل بری To listen to your
favorite song in the radio. به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی To go to bed and to
listen while it rains outside. به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی To leave the Shower and find that the towel is warm از حموم که اومدی بیرون ببینی حو له ات گرمه ! To clear your last
exam. آخرین امتحانت رو پاس کنی To receive a call
from someone, you don't see a lot, but you want to. کسی که معمولا زیاد نمی بینیش ولی دلت می خواد ببینیش بهت تلفن کنه To find money in a
pant that you haven't used since last year. توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمی کردی پول پیدا کنی To laugh at yourself
looking at mirror, making faces. برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و بهش بخندی !!! Calls at midnight
that last for hours. تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعتها هم طول بکشه
To laugh without a
reason. بدون دلیل بخندی To accidentally hear
somebody say something good about you. بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره از شما تعریف می کنه To wake up and
realize it is still possible to sleep for a couple of hours. از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم می تونی بخوابی ! To hear a song that
makes you remember a special person. آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد
شما می یاره
To be part of a team. عضو یک تیم باشی To watch the sunset
from the hill top. از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی To make new friends. دوستای جدید پیدا کنی To feel butterflies! In the stomach every
time that you see that
person. وقتی "اونو" میبینی دلت هری بریزه پایین ! To pass time with your best friends. لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی To see people that
you like, feeling happy .کسانی رو که دوستشون داری رو
خوشحال ببینی See an old friend
again and to feel that the things have not changed. یه دوست قدیمی رو دوباره ببینی و ببینی که فرقی نکرده To take an evening
walk along the beach. عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی To have somebody tell you that he/she loves you. یکی رو داشته باشی که بدونید دوستت داره To laugh .......laugh.
........and laugh ...... remembering stupid things done with
stupid friends. یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای احمقانه ای کردند و بخندی و بخندی و
....... باز هم بخندی These are the best
moments of life.... اینها بهترین لحظههای زندگی هستند Let us learn to
cherish them. قدرشون روبدونیم (چالی چاپلین)
To laugh until it
hurts your stomach.



